★زهراجان★★زهراجان★، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 8 روز سن داره

✿زهرا جون گل زندگیمون✿

سه ماهکی عروسکم

سه ماهگیت میارک ناز دلم                       از این انگشتت چی میخای نترس کم نمیشه اولین بارت که با عمه جون و زن عمو جون و مامان جونت رفتیم مسجد   اینم عکسای عزیزم برا اولین بار که  من بردمت حمام   ر ...
15 آذر 1392

انتخاب اسم

تا قبل از آمدنت سر اسمت بحث بود تا بالاخره اسمی برات گذاشتیم که همه بپسندند و به اسمی که مکه برداشتیم بخورد دوشنبه روزی که قرار بود به دنیا بیای بابات رفت برات شناسنامه بگیره هنوز اسمت را بر نداشته بودیم که زنگ زد و گفت اسمشو زهرا برداریم که منم قبول کردم سه شنبه آخر شب به بابات گفتم تا هفت روزت تمام نشده اذان در گوشش بگو سحر چهارشنبه بیست و دو رمضان داشت برات اذان میگفت که من خواب بودم  و فقط اقامه و اسم زیبای فاطمه که در گوشت میگفت شنیدم .چهارشنبه نه مرداد نافت افتاد . شنبه دوازدهم همه رادعوت کردیم برا اذان گفتن و بابابزرگ اذان گفت و اسم زیبات را تو گوشت گفت.یکشنبه مامان جون برا اولین بار ناخناتو گرفت.     &...
15 آذر 1392

تولد

عزیزم تولدت نزدیکه و قراره به دنیا چشم باز کنی و زندگی ما را زیبا تر کنی   در روز پنجشنبه (4روز زودتر از موعد) با مامان جون و مامان بزرگ و عمو جون احسان به بیمارستان رفتیم بابا جونت هم دانشگاه بود ساعت 4:30  در1392/5/3 گلی از گلهای بهشتی شگفت و خدا لطفش را بازم مثل همیشه به ما نشان داد خدایا شکرت به خاطر دختر نازم و از دختر گلم همیشه محافظت کن . تو را ساعت ٩ شب برا من آوردند چقدر دلم برات شده بود و لحظات به دنیا آمدنت جلو چشمام بود چه حس مادر شدن قشنگه خدا نصیب همه مخصوصا خودت بکنه تمام شب تا فردا ظهر بیدار بودم و به چشمای کوچولو نیم باز نگاه میکردم اینم چشمات  تو بیم...
15 آذر 1392
1